منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
روز شمار عید غدیر
درباره وبلاگ

هو
این وبلاگ قصد دارد به حول و قوه الهی به شبهات وهابیت و دیگر اقلیت ها پاسخی جامع و کامل با استفاده از اسناد معتبر ادیان مختلف بدهد.
میتوانید سوالات خود را به طور خصوصی ارسال فرمایید.
یا علی ع
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
سلام

 

با یک حدیث از پیامبر اعظم (ص) شروع می کنم:

فریقین نقل می کنند:

حضرت فرمود:اگر در زمان امت من حرفهای غیر صحیح و غیر منطقی و غیر واقع زیاد شد. هرکس که میتواند از عهده جوابش بر بیاید و الا لعنت خدا بر او.

 

به امید خدا و اهل بیت (علیهم السلام) شروع کار این وبلاگ را با هدف گسترش و شناساندن فرقه حقه تشییع (اثنی عشری) و پاسخ به تمامی شبهات و سوالات شروع می کنیم.

برای شروع چند سوال که خیلی از اذهان را مشغول کرده بیان می کنیم.

این مطلبه ازدواج حضرت ام الکلثوم (س) با عمر با تلاش های جناب

آقای سید حسن احمدی اصفهانی صورت گرفته است.

با تشکر از نهاد رهبری در دانشگاه ها

شما میتونید سوالاتونو اگه دوس داشتید به طور خصوصی بیان کنید.

تمامی پاسخ ها به لطف خدا از منابع مذهب سوال کننده پاسخ داده می شود.

یا علی ع

هو

سلام خدمت همه ی دوستان بزرگوار

بعد از مدتی بی توفیقی و سرگرم شدن به دنیای فانی باز خدمت شما رسیدیم.

در آستانه سال 94 و شهادت حضرت زهرا(س) بر آن شدیم تا پستی را پیرامون شهادت حضرت زهرا(س) و پاسخ به یاوه گویی عبدالحمید مولوی کار کنیم.

شهادت در منابع اهل سنت:
شهادت حضرت زهرا(س) واقعه ای دردناک و غیر قابل انکار هست  که با توجه به اسنادی که به لطف خداوند حنان آورده میشود هم مورد تایید مذهب حقه تشییع میباشد و هم مورد تایید عامه(اهل سنت).

امیدواریم بازدیدکنندگان از هر مذهبی بدون تعصبات و بادیدی باز و عاقلانه به این مطلب نگریسته و راه و روش نیاکان و پدران خود را بر حق و حقیقت ترجیح ندهند.

ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتيب دينوري (معروف به ابن قُتَيبَة) متوفی سال 276 هجري، در کتاب خود بنام:

الامامة والسياسة جلد اول صفحه ي 12، چاپ سوم، 2جلد در يک مجلّد.

تحت عنوان"کيفَ کانَت بيعة علي أبي طالب کرَّمَ الله وجهه" (علي کرم الله وجهه چگونه بيعت کرد) با ذکر سند از

عبدالله بن عبدالرحمن انصاري روايت کرده که گفت:
همانا روزي ابوبکر از عده اي که از بيعت با او سرپيچي کرده و نزد علي (ع) جمع شده بودند، سراغ گرفت. پس عمر را به دنبال آنها که در خانه ي علي(ع) جمع شده بودند- فرستاد، پس آنها از خارج شدنِ از خانه خودداري نمودند، در اين هنگام عمر دستور داد که "هيزم حاضر کنيد" و خطاب به اهل خانه گفت:
قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست بايد خارج شويد و الا خانه را با اهلش به آتش مي کشم
شخصي به عمر گفت: اي ابا حفض، آيا مي داني در اين خانه فاطمه(س) است؟!
عمر گفت: اگر چه فاطمه(س) در خانه باشد!

باز در همان کتاب جلد 1 صفحه ي 13 با ذکر سند مي گويد:
...پس از چندي که گذشت عمر به ابوبکر گفت بيا تا نزد فاطمه (س) برويم، چرا که ما او را به غضب درآورده ايم.
پس به اتفاق يکديگر نزد فاطمه (س) رفته واز او اجازه ي ورود گرفتند، لکن فاطمه (س) به آنها اجازه ي ورود نداد، ناچار نزد علي (ع) آمده و با او سخن گفتند، تا آنکه آنها را بر فاطمه (س) وارد کرد.
پس همين که آن دو نزد فاطمه (س) نشستند، فاطمه (س) صورت خود را به ديوار برگرداند. در اين هنگام آن دو به فاطمه (س) سلام کردند، لکن او جواب سلام آنها را نداد، لذا ابوبکرشروع به سخن کرده و گفت:
اي حبيبه ي رسول خدا آيا ما در مورد ارث پيامبر و همچنين در مورد شوهرت تو را به غضب در آورديم؟
فاطمه (س) گفت:
چه مي شود تورا، که اهل و خانواده ات از تو ارث ببرند، لکن ما از محمد (ص) ارث نبريم!
سپس فاطمه(س)  گفت: آيا اگر حديثي از پيامبر را به ياد شما بياورم قبول مي کنيد، و به آن اعتقاد پيدا مي کنيد؟
عمر و ابوبکر گفتند:آري.
پس فاطمه(س) گفت: شما را به خدا قسم آيا از پيامبر(ص)  نشنيديد که مي گفت:
رضايت فاطمه، رضايت من و غضب فاطمه، غضب من است. پس هر کس فاطمه دختر مرا دوست داشته باشد، همانا مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را راضي کند مرا راضي کرده است و هر کس فاطمه را به غضب آورد، همانا مرا به غضب آورده است.
عمر و ابوبکر گفتند: آري از پيامبر (ص) شنيديم.
فاطمه (س) گفت:
پس همانا من، خداوند و ملائکه را شاهد مي گيرم که شما دو نفر مرا به سخط و غضب درآورديد و مرا راضي نکرديد، و هرگاه پيامبر(ص) را ملاقات کنم از شما دو نفر به او شکايت خواهم کرد.
در اين هنگام، ابوبکر شروع به گريه کرد در حالي که فاطمه (س) مي گفت:
بخدا قسم تو را (ابوبکر) در هر نمازي که بخوانم نفرين خواهم کرد.


 ابن شهر آشوب سروي (متوفی سال 588هجري) در کتاب:

المناقب خود جلد سوم صفحه ي 132 از کتاب المعارف ابن قتيبه دينوري

در بيان ذکر اولاد فاطمه (س) چنين نقل مي کند؛ فرزندان فاطمه عبارتند از: حسن ،حسين، زينب ام کلثوم و محسن که همانا از ضربه ي قنفذ کشته شد.
لازم به تذکر است که در چاپ هاي امروزي کتاب المعارف ابن قتيبه چنين آمده است:
پس علي(ع) داراي چند فرزند شد به نام هاي حسن، حسين، ام کلثوم و زينب کبري؛ که مادرشان فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) بود، لکن محسن ابن علي در سن کودکي به هلاکت رسيد!


 أبي الفتح محمد بن عبدالکريم بن أبي بکر احمد شهرستاني (متوفی سال548 هجري) در کتاب خود بنام:

الملل و النحل چاپ بيروت 1402 هجري جلد اول صفحه ي 57 مي گويد:
همانا عمر چنان ضربه اي به شکم فاطمه (س) در روز بيعت زد که فاطمه (س) جنين خود را از شکم انداخت.

 ذهبي مورخ مشهور (متوفی سال 748هجري) در کتاب خود بنام:

لسان الميزان جلد اول صفحه ي268- شماره ي 824 تحت عنوان «احمد» با ذکر سند مي گويد:
محمدبن احمد حماد کوفي (از حافظين حديث اهل سنت) گفته است:
بدون شک عمر چنان لگدي به فاطمه (س) زد که محسن از او سقط شد.

عمر رضا کحاله از علماي معاصر اهل سنت، در کتاب خود بنام:

اعلام النساء چاپ پنجم بيروت سال 1404- قسمت حرف«فاء» فاطمة بنت محمد (ص) با ذکر سند مي گويد:
تا آنکه ابو بکر از عده اي که از بيعت با او سر باز زده و تخلف کرده بودند و نزد علي بن ابي طالب (ع) جمع شده بودند- مانند عباس و زبير و سعد بن عبادة- سراغ گرفت، و آنها در خانه ي فاطمه (س) از بيعت با ابوبکر باز نشسته بودند. پس ابوبکر، عمر بن الخطاب را بسوي آنان فرستاد.
عمر روانه ي منزل فاطمه (س) شده و فرياد کشيد و آنان را به خارج از خانه جهت بيعت فراخواند. آنان از بيرون آمدن خودداري کردند، در اين هنگام عمر هيزم طلبيده و گفت:
قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست يا از خانه خارج مي شويد و يا آنکه خانه را با اهلش به آتش مي کشم.
شخصي به عمر گفت: اي ابا حفض (کنيه ي عمر)، در اين خانه فاطمه (س)است!
عمر گفت: اگر چه فاطمه(س) در اين خانه باشد، آن را به آتش مي کشم!


يعقوبي در تاريخ خود جلد دوم صفحه ي 137 چاپ بيروت تحت عنوان"ايّام ابي بکر" (دوران حکومتي ابوبکر)

نقل مي کند:
زماني که ابوبکر مريض شد، يعني در همان مرضي که مرد، عبدالرحمن بن عوف به عيادت او رفته و از او پرسيد: اي خليفه ي پيامبر(ص) حالت چگونه است؟
ابوبکر گفت: همانا من بر هيچ چيز تأسف نمي خورم مگر بر سه چيز که انجام دادم و اي کاش انجام نداده بودم...اما آن سه چيز که انجام دادم و اي کاش انجام نداده بودم: .
اي کاش قلاده ي خلافت را به گردن نينداخته بودم...
اي کاش خانه ي فاطمه(س) را تفتيش نکرده و مورد هجوم آن عده قرار نداده بودم، اگر چه با من اعلان جنگ مي کردند.

 احمدبن يحيي معروف به «بلاذري» در گذشته ي سال 279 هجري در کتاب خود بنام:

انساب الاشراف چاپ مصر جلد اول صفحه ي 586 تحت عنوان امر السقيفة (گزارشي از سقيفه) حديث شماره ي 1184

مي گويد:
ابوبکر براي بيعت گرفتن از علي (ع)، به دنبال وي فرستاد، پس علي (ع) بيعت نکرد. در اين هنگام عمر با شعله اي آتش روانه ي خانه ي علي (ع) شد. فاطمه (س) در پشت درب با او مواجه شده و گفت:
اي پسر خطاب آيا تو را در حال آتش زدن خانه ام مي بينم؟
عمر گفت :
آري! و آن چنان به اين عمل مُصر و محکم هستم، چنانکه پدرت بر ديني که آورده بود محکم بود.


بلاذري در همان کتاب، صفحه ي587، حديث شماره ي 1188 از ابن عباس روايت مي کند:

زماني که علي(ع) از بيعت خودداري نمود و در خانه کناره گيري کرده بود، ابوبکر، عمر را به سوي علي (ع)  فرستاد و به وي دستور داد علي(ع) را با بدترين صورت نزد من حاضر کن!
پس چون عمر نزد علي(ع) آمد، بين آن دو سخناني رد و بدل شد. علي(ع) گفت:
اي عمر بدوش که نيمي از آن مال توست، به خدا قسم آنچه امروز تو را چنين بر امارت و حکومت ابوبکر حريص کرده چيزي نيست جز آنکه فردا حکومت را به تو بسپارد!


 ابن ابي الحديد معتزلي در شرح خود جلد بيستم صفحه ي 16و17 تحت عنوان:

ايراد کلام أبي المعالي الجويني في أمر الصحابه و الرد عليه

(نقل اعتراضات أبي المعالي جويني در امور صحابه و رد برآن) مي گويد:
اگر گفته شود که خانه فاطمه(س) مورد هجوم واقع شد، و صيانتش شکسته شد بخاطر حفظ نظام اسلام و بخاطر جلوگيري از تفرقه مسلمانان، چرا که مسلمانان آن زمان از دين بر مي گشتند و دست از اطاعت بر مي داشتند، در جواب گفته مي شود که:
همين کلام و جواب را بدهيد آنجا که در جنگ جمل هودج عايشه مورد هتک واقع شد.

(چرا که عايشه بر عليه خليفه رسمي مسلملنان قيام کرده) و هودج او مورد حمله قرار گرفت تا آنکه ريسمان اطاعت پاره نشود و اجتماع مسلمين از هم نپاشد و خون مسلمانان به هدر نرود.
پس وقتي که جائز باشد حمله به خانه فاطمه(س) بخاطر امري که هنوز واقع نشده بود، بدون شک جائز است حمله به هودج عايشه به خاطر امري که واقع شده بود.


شهاب الدين احمد معروف به ابن عبد ربه اندلسي در کتاب خود به نام:

العقد الفريد جلد 4 صفحه 260 چنين مي نويسد:
علي(ع) و عباس و زبير در خانه فاطمه (س) نشسته بودند تا اينکه ابوبکر، عمر را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه(س) بيرون کند، و به او گفت اگر بيرون نيامدند با آنان نبرد کن. عمر ابن خطاب با مقداري آتش به سوي خانه فاطمه(س) رهسپار شد تا خانه را به آتش بکشد. در اين هنگام فاطمه(س) با او روبرو شد و گفت: اي فرزند خطاب آمده اي خانه ما را بسوزاني!
عمر گفت: بلي، مگر اينکه شما نيز آن کنيد که امّت کردند(بيعت با ابوبکر) .

حال اگر عبدالحمید مولوی یا هر کسی دیگه بر خلاف این روایات صحیح السند از کتب اهل خلاف مطلبی دارد بیان کند.

جای تعجب دارد که روایات خودشون را هم نخوانده و بررسی نکرده صحبت می کنند.

ولا حول ولا قوه الا به الله العلی العظیم

یا علی ع

هو

سلام علیکم

در پست قبل قرار شد یک مطلب مهمی رو کار کنیم، هر چند این مطلب برای فریقین ثابت شده است اما چون در آستانه ایام فاطمیه هستیم بر خود لازم دیدیم که برای تاکیر بیشتر مطلب رو کار کنیم.

نظر شما در مورد این جمله چیست؟؟

آنچه امروز مطرح می شود و یا نوشته می شود مورد قبول ما نیست و طبق عقیده ی ما حضرت فاطمه(س) در بستر خویش وفات نمود و کسی ایشان را به شهادت نرسانده است.

خطبه های نماز جمعه مولوی عبدالحمید، فصلنامه ندای اسلام

بعد از گذشت مدتی ما هم مستندات جمع اوری شده را ارائه می دهیم.

یا علی ع

هو

سلام علیکم

با عرض پوزش از دوستانی که نظر دادند و جواب نگرفتند

در ایام امتحانات بودیم و همچنان گرفتار دنیا

در ایامی هستیم که مادر سادات در بستر بیماری هستند

یک مطلبی رو می خواهیم کار کنیم شاید ب مذاق خیلی از افراد خوش نیاید و شایدم تکراری باشد اما حتما باید کار کنیم و نشر بدهیم

دشمن داره کار میکنه ما هم باید کار کنیم

مطلب مورد نظر در مورد شهادت حضرت زهرا(س) می باشد

منتظر باشید تا به حول و قوه الهی ان شا الله با مطلب مهم در خدمت شما باشیم

یا علی ع

هوال حق

دوستان این نظر سنجی از نظر سنجی دفعه ی قبل مهمتر است.

در محرم امسال رهبر جامعه آیت الله خامنه ای مطالبی را پیرامون عزاداری فرمودند. نظر شما درباره مطالب مطرح شده چیست؟

سینه زنی و لخت شدن

بلند گریه کردن

ذکر حضرت امام حسین(ع)

هروله و...

منتظریم

یا علی ع